.: حقیقت زندگی :.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
.: حقیقت زندگی :.

بزرگترین دشمن انسان جهل نیست بلکه توهم دانستن است.

| استیون هاوکینگ |

جمله ای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات می شود:
ما از همان ابتدا نیز علاقه ای به دنیا آمدن نداشتیم!

| زمان لرزه - کورت ونه گات |

پتک شکل دهنده یک جامعه در حال رشد به مراتب با اهمیت تر از آینه ی نمایش دهنده ی وقایع آن جامعه است.

| جان گریرسون |

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺍینه ﮐﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﻨﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺸﺪﻩ.

| گابریل گارسیا مارکز |

همیشه روزهایی هست
که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته
بیگانه می یابد.

| آلبر کامو |

دنبال کنندگان ۲۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

این روزها خیلی بیشتر از قبل عاشق نوشتن شده ام. از آن زمانی که تازه نوشتن را آموخته بودم، نوشتن سر گرمی ام بود؛ شاید تنها سر گرمی ام. تنها بودم، تنها هستم، وقتی خوب فکرش را می کنم می بینم فقط مدت کوتاهی که با هم بودیم احساس تنهایی نمی کردم ... باز که آمدی! ... هر وقت می خواهم بنویسم می آیی! ... چرا می آیی؟! ... تنهایم بگذار ... 

بدی این احساس تنهایی این است که اطرافیان فکر می کنند تنهایی مرا پر کرده اند. فکر می کنند وقتی می خندم (هر دو خوش خنده ایم)، وقتی از ته دل می خندم؛ واقعا می خندم. واقعا می خندم؟ نمی دانم. حس می کنم همه چیز من بعد از تو مصنوعی شده. 

کاش هیچ وقت تو را ندیده بودم 

چرا این ها را می نویسم؟! 

نمی دانم، فقط می دانم که می خواهم بنویسم. 

به قول مولانا 

عشقت به دلم در آمد و شاد برفت / باز آمد و رخت خویش بنهاد برفت

گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین / بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت

این تو یی که من دارم برایش می نویسم تو نیستی. تو یی است که من در ذهنم از تو ساختم. تو که رفتی! خیلی وقت است که نیستی. در واقع من دارم برای خودم می نویسم. کسی که قرار است تا پایان عمرش با تو یی که در ذهنش ساخته زندگی کند.

  • مهراد فروتن

ديدگاه ها (۲)

  • کوثر متقی
  • من خودم یه دنیام :دی
    (یه خانم هاست همش میگه وبلاگ من که بیشتر از 5 نفر خواننده نداره من هی میگم باباجون همین 5 نفر خودشون یه دنیان :))) 
     خیلی ها هم میخونن اما تنبل هستن حس نظر گذاشتن ندارن
     جدای از شوخی آره کلا خیلی خلوت شده  :(
    این قدر تنوع شبکه های اجتماعی زیاد هستش که همه متراکم شدن بعد از زلزله ی خانمان سوز  (:دی) بلاگفا که بچه های خیلی هار را خورد :-o خیلی ها کلا رفتن...
     ان شاءالله همه خوش باشن نیان هم مهم نیست :)

    ان شاءالله یه روز بیاد که کلا راحت بشین چون این جور من حس میکنم یکمی عذاب آور باشه
    البته
    شاید شاید شاید





    پاسخ:
    یه کم نه خیلی عذاب آوره. 
    به خاطر همینه که هی می گم دعا کنید برام.
  • کوثر متقی
  • جدای از محتوا...

    متن زیبا بود و خلاقانه ...

    محتوا پست قبل را نفی نمیکنه؟

    پاسخ:
    ممنون 
    خوبه که حداقل شما این متن ها رو می خونی یادتونه یه زمانی سیزده چهارده تا نظر می خورد روی پست های این وبلاگ؟ 
     شعر سپهری رو که اصلا نفی نمی کنه 
    پستی که نوشتم یواش یواش دارم رها می شم هم نه زیاد چون نوشتم یواش یواش :)

    ارسال ديدگاه

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">