.: حقیقت زندگی :.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
.: حقیقت زندگی :.

بزرگترین دشمن انسان جهل نیست بلکه توهم دانستن است.

| استیون هاوکینگ |

جمله ای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات می شود:
ما از همان ابتدا نیز علاقه ای به دنیا آمدن نداشتیم!

| زمان لرزه - کورت ونه گات |

پتک شکل دهنده یک جامعه در حال رشد به مراتب با اهمیت تر از آینه ی نمایش دهنده ی وقایع آن جامعه است.

| جان گریرسون |

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺍینه ﮐﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﻨﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺸﺪﻩ.

| گابریل گارسیا مارکز |

همیشه روزهایی هست
که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته
بیگانه می یابد.

| آلبر کامو |

دنبال کنندگان ۲۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

درباره حرف زدن

جمعه, ۱۳ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۰ ق.ظ

در جایی به نقل از پروفسور مجید سمیعی خواندم که چند چیز به مغز آسیب می رساند که شامل : نخوردن صبحانه، بستن سر به هنگام خواب، کم خوابی، حرف نزدن، مصرف دخانیات مصرف بیش از حد مواد قندی و موارد دیگری که به خاطر نمی آورم. 

تمام موارد را تقریبا اکثریتمان شنیده بودیم به غیر از حرف نزدن. جالب است که حرف نزدن به مغز آسیب می رساند. البته این مسلما  معنی اش این نیست که پر حرفی ذهن را تقویت می کند.

درباره ی لحن قبلا نوشته بودم این بار می خواهم درباره ی خود حرف زدن صحبت کنم. 

خوب که به حرف زدن افراد نگاه کنید می بینید که خیلی وقت ها برای رساندن منظورشان از جمله ی اشتباه استفاده می کنند یا کلمه را اشتباه می گویند مثلا در مترو خط چهار تهران یکی از این فروشندگان کلاه می فروشد. چون من از مترو خط چهار زیاد استفاده می کنم بار ها با ایشان رو به رو شده ام و همیشه از شنیدن این جمله اش تاسف می خورم که داد می زند : " کلاه های فری سایز کشی بدم فقط دو تومن، با دو تومن کلاه می گذارم سرتون! " یا وانتی هایی که سر ظهر می آیند و لوازم منزل خریدارند به جای آبگرمکن، آب گرمکن خریدارند؛ مگر گرمکن آب دارد که شما آب گرمکن را می خری برادر!

دوستی داشتم که خودش را ما خطاب می کرد، اصلا بلد نبود بگوید من می گفت ما. چندین بار غیر مستقیم و در قالب سوال های دوستانه به او گفتم که این درست نیست که به جای "من" از " ما " استفاده می کنی اما کو گوش شنوا. 

خیلی وقت ها هم دیده ام که کلمات جمع را جمع می بندند مثلا می گویند "اعمال های ما" به جای " عمل ها یا اعمال ما " 

بگذریم از مخفف های جدید که یکی از دوستان در وبلاگش به آن پرداخته مثل "خواهش" به جای " خواهش می کنم " یا "بزنگ" به جای " به من زنگ بزن " یا " اس دادم " به جای " پیغام فرستادم "

علت این درست حرف نزدن ها چیزی جز عدم مطالعه کافی نیست. کسانی را می شناسم که به غیر از کتاب های درسی شان لای هیچ کتابی را باز نکرده اند. آدم هایی را می شناسم یادشان نمی آید که اصلا کتابی خوانده باشند.

جامعه تحصیلکرده ما مهندسین ما دکترهای ما، تاریخ مملکت خودشان، قوانین دینشان را نمی دانند،سر شناسان ادبیاتشان را نمی شناسند. کافیست به آنها بگویی چرا؟ می گویند تخصص ما چیز دیگریست!!!!!!! از یک مهندس برق پرسیدم:" آخرین مقاله ای که در مورد تاسیسات برقی خوندی کی بود؟" با خنده گفت: " زمان دانشجویی " گفتم: " یعنی حتا مجله نظام مهندسی رو هم نمی خونی؟ " گفت: " ای بابا کی وقت می کنه. " این هم از تخصص!

آدم های بی سواد با مدرک های تحصیلی آنچنانی و پر مدعا که شروع می کنند در مورد همه چیز حرف می زنند. یکی از نزدیکان من میکروبیولوژیست است و در سازمان استاندارد مشغول به کار. یک روز که به خانه ما آمده بود مهمانی نمی دانم چه شد که بحث به جای سیاست و ورزش که معمولا نقل مجالس این چنینی است به سمت ادبیات کشیده شد. این آقا هم خیلی شیک آمد گفت بله آقای هدایت بی سواد بوده یک مشک چرت و پرت را به عنوان داستان چاپ کرده و همین طور بدگویی پشت بد گویی، من دیگر طاقت نیاوردم گفتم: "آقای سین می شه چند تا از کار های هدایت رو نام ببرید" گفت: "مثلا داش آکل گفتم: "خوب" گفت: "والا دیگه حضور ذهن ندارم"، گفتم: " چندتا از کارهاشون رو خوندید؟" گفت: " والا چند تایی رو خوندم" گفتم : " بوف کور رو خوندید؟ " گفت: "نه" گفتم: "سه قطره خون رو خوندید؟" گفت : "نه" گفتم: "همین داش آکل رو چی این رو خوندید؟" گفت: "فیلمش را دیدم" گفتم: " می دونید سوررئالیسم چیه؟" سکوت کرد  گفتم: " ببخشید شما که نمی دونید، مطالعه ندارید چرا درباره هدایت و ادبیات حرف می زنید؟" ناراحت شد و گفت: " دست شما درد کنه یعنی می گی من نفهمم " گفتم : "نمی دونم والا خدا می دونه" و در ادامه پدرم وسط حرف پرید و بحث عوض شد. 

این همه گفتم که چند نتیجه بگیرم اول درست حرف بزنیم، کلمات را درست به کار ببریم و درست تلفظ کنیم. دوم مطالعه کنیم خیلی زشت است که ایرانی باشی و ندانی مادر اسفندیار که بوده؟ یا ندانی سلسله ساسانیان را چه کسی پایه گذاری کرده؟، سوم در زمینه ای که بر آن تسلط داریم صحبت کنیم.

برایتان سلامتی و آرامش آرزو می کنم. 

التماس دعا   

  • مهراد فروتن

ديدگاه ها (۱۹)

  • ابوالفضل ...
  • با نتیجه گیری هات موافقم هرچند خودم هم شاید لنگ بزنم توی بعضیاشون خصوصا اولی، و مقداری هم دومی. اما سومی رو مطمئنم رعایت می کنم!
    پاسخ:
    ممنون
  • نیکلای ایلیچ
  • یادمه بعد خوندن بوف کور تا دو سه روز تو فکر بودم...داستانش بیش از حد پیچیده اس...حتی یه نقدی در این مورد از یه منتقد خارجی خونده بودم که نوشته بود این رمان تحت تاثیر مواد افیونی نوشته شده(یعنی نویسنده موقع نوشتن اینا تو هپروت بوده)که خب میدونیم این حرف اصلا حقیقت نداره...و در مورد صادق هدایت خوندم که خدا ناباور بوده ولی نمیدونم چقد این حرف درسته.
    +مطالعه خوبه به شرطی که کتابای خوبی بخونی...
    با اجازه لینک کردم.
    پاسخ:
    اصولا کارهای سوررئالیسی رو درباره اش این حرف ها رو می زنن 
    صادق هدایت به شدت تحت تاثیر ژان پل سارت و آلبر کامو بوده در فلسفه و در ادبیات هم کافکا روش خیلی تاثیر داشته 
    موفق باشید
  • ماهیُ ماه
  • موضوع جالبی رو انتخاب کردید برای انتقاد کردن.
    متاسفانه خیلی هم رواج داره  :(

    پاسخ:
    بله متاسفانه
    چه عجیبه که من برای این پست پیش خوانده کامنت نگذاشتم!!
    به قول دوستی آدم خوبه از همه چیز یه چیز بدونه و از یه چیز همه چیز!
    :)
    خودم که سعی کردم اینطوری باشم. هرچند این همه چیزها خیلی اند هنوز موفق نشدم.
    حق با شماست. کم گویی و گزیده گویی خوبه. چون آن خشت بود که پر توان زد! :)
    منظورتون همین لوسی میه؟ بیشتر نوستالژیکه نه؟! :)
    پاسخ:
    + هر چی بیشتر بدونه آدم بهتره 
    + بله منظورم همون لوسی می بود. خیلی نوستالژیکه واقعا :)
    چیزی که هست توو ایران همه توو همه زمینه ها تخصص دارن! شما خب خودتون از مترو استفاده میکنید و قطعا زیاد دیدید که چقد کارشناس داریم :|
    پاسخ:
    آخ آخ همه ماشاءالله استاد تمام در تمام رشته تحصیلی، غیر تحصیلی، فنی، غیر فنی و... هستند :)))))))
  • ام اسی خوشبخت
  • سلام
    با حرفهاتون موافقم، متاسفانه ما یاد نگرفتیم درست و دقیق صحبت کنیم و خودمون هم دنبالش نرفتیم
    در مورد مطالعه هم سرانه مطالعه گویای همه چیز هست ...
    برای این یادآوری خوب متشکرم :)
    پاسخ:
    خواهش می کنم 

    با خوندن این پست، یجورایی شرمم شد از خودم، که تمام اطلاعتم منحصر شده به همون چیزایی که دانشگاه مثلا یادمون دادن ..
    چیزی که خیلی بنظرم اصلا قشنگ نیست اینه که یک فرد به اصطلاح تحصیلکرده ، املاء کلماتش خیلی اشتباهِ .. که این روزا زیاد میبینم متاسفانه
    پاسخ:
    درسته 
    ممنون 
    خوش آمدید
    فرارسیدن روزدانشجومبارک
    پاسخ:
    ممنون 

    ممنون بابت محبتتون.
    چندان هم دلنشین نیستند.
    شادیاشی وپرفروغ
    پاسخ:
    خواهش می کنم
  • آرش مهاجر
  • سلام
    خیلی خوب مینویسید،آفرین...:)
    این روز ها مردم میگوید تا حرفی زده باشند
    شما ناراحت نشید...
    پاسخ:
    ممنون 
    شما لطف دارید.
    بله متاسفانه همین طوره
    من شایددر ماه هزار کلمه با کسی حرف نزنم. یعنی بزودی جان به جا آفرین تسلیم خواهم کرد :)
    حرف نزنی بهتر از این هست که یاوه گویی کنی.
    پاسخ:
    من هم موافقم 
    کم گوی و گزیده گوی چون دُر
  • شقایق وحشی
  • علاوه بر قواعد نگارشی یه سری جملات هستن که قواعد نگارشی درستی دارن اما جای درستی با ترکیب درستی استفاده نمیشن.وقتی کتاب مردان مریخی زنان ونوسی رو خوندم تازه فهمیدم چقدر بی دقت بودم تو نوع خرف زدنم.. 
    پاسخ:
    به نظر من آدم هر روز باید خودش رو نقد کنه 
    کارهای بدی که انجام داده رو سعی کنه کنار بگذاره و به انجام کارهای خوبی که انجام داده ادامه بده و بیشترشون کنه  
    بسیار بسیار موافقم با این که وقتی حرفی رو می زنی باید منشا و مدرکی ازش داشته باشی !
    اینکه فقط نظر شخصی بدون مطالعه ت رو بگی به هیچ دردی نمی خوره اول مطالعه کن و بعد دیدگاه شخصی تو راجع به چیزی که خوندی و می دونی بگو! نه از رو تخیلات خودت ! :|
    پاسخ:
    بله، کاملا درسته. 
    نمی شه بدون هیچ شناختی نظر داد. 
    ممنون. 
    خوش آمدید به حقیقت زندگی 
    الان من کلی خجالت کشیدم!!! :(
    نه اینکه نخونده باشم... یادم نمیمونه چیزای تاریخی و اینا!!!!
    پاسخ:
    این خیلی فرق داره با کسانی که کلا نمی دونن و خیلی هم با افتخار می گن "حالا دونستنش چه دردی رو دوا می کنه؟ می شه پول واسه زن و بچه ام؟"
    شادزی سربلند
    پاسخ:
    ممنون 
    خیلی ممنون 
    شما هم همین طور
  • کوثر متقی
  • سخت گرفتن زیاد هم باعث میشه به مغز آسیب برسه!
    مثلا من خودم قبلا وقتی دوستام یه  َ و  ِ را جابه جا میگفتن اذیت میشدم  و به شدت هم رو حرف زدنم حساس بودم اما الان میبینم الکی خودم را اذیت میکردم!

    درست بعضی حرف زدن ها جز گفت گو های خیابونی هستن اما بعضی هاشون اون قدر ها هم تو ذوق زن و نچسب نیستن دیگه خداییش

    همه که نباید همه چی بدونن! شاید زشت باشه یه نفر با تحصیلات بالا هیچی از تاریخ و ادبیات ندونه ولی به بشریت لطمه ای وارد نمیشه به نظر من
    اما خب وقتی چیزی نمی دونن نظر ندن خیلی بهتره .

    همه ی این مدل حرف زدن هاهم از عدم مطالعه نیست بعضی هاش از تنبلی مثل بزنگ و بحرفیم و...
    مثلا وقتی آدم به دوست صمیمی بگه بزنگ  به نظر من زشت نیست اما خب به مادرش این جور بگه خیلی جالب نیست و...
    پاسخ:
    قبول دارم
    اما ادعا هم نداشته باشن
    نمونه اش رو هم اوردم 
  • آقای مربّع
  • یکی بود میگفت برم مدارکا رو بیارم مضا کنید :))
    پاسخ:
    واقعا باعث تاسفه 
    ان شاءالله یه کم به خودمون بیایم
    خوش آمدید آقای مربع به حقیقت زندگی 
    من خودم جزو هموناییم که کم کتاب میخونم اصلا هم اطلاعات عمومیم خوب نیس:|
    اما دوس ندارم اینجوری باشم ... کلا با خودم درگیرم ... کارام بهم ریختس 
    راه درست رو میدونم (تقریبا)اما عملی کردنش برام خیلی سختِ

    مثل همین الان که من تا الان بیدارم و به اینترنت وصلم (ولی دارم کار مهم تر انجام میدم ها، کارای دانشگاهم :|)
    پاسخ:
    خدا بهتون اراده بده ان شاءالله 
    آنقدر معضلات در زندگی هست که ذهنمون به سمت گفتار درست ویا تایپ صحیح نمیره.
    حالا کی گفته بود بزنگ!؟یا اس بده!؟  ؛-)
    شادباشی وسبز
    پاسخ:
    :)))) 

    ارسال ديدگاه

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">