.: حقیقت زندگی :.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
.: حقیقت زندگی :.

بزرگترین دشمن انسان جهل نیست بلکه توهم دانستن است.

| استیون هاوکینگ |

جمله ای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات می شود:
ما از همان ابتدا نیز علاقه ای به دنیا آمدن نداشتیم!

| زمان لرزه - کورت ونه گات |

پتک شکل دهنده یک جامعه در حال رشد به مراتب با اهمیت تر از آینه ی نمایش دهنده ی وقایع آن جامعه است.

| جان گریرسون |

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺍینه ﮐﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﻨﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺸﺪﻩ.

| گابریل گارسیا مارکز |

همیشه روزهایی هست
که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته
بیگانه می یابد.

| آلبر کامو |

دنبال کنندگان ۲۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

تاکسی

يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۷ ق.ظ

به غیر از من دو مرد دیگر هم در تاکسی نشسته بودند. با این که ساعت یک ربع به ده بود ماشین ها قدم به قدم جلو می رفتند. خانمی که تازه سوار شده بود پیاده شد. شاید پیاده می رفت زود تر می رسید؟! گرمای صدای مسعود فروتن با آن قصه های ساده و بی شیله پیله اش تاکسی را گرم تر کرده بود. 

مردی که روی صندلی عقب پیش من نشسته بود گفت : این چیه حاجی گذاشتی! قصه شبه؟! این چرت و پرت ها چیه؟ 

راننده گفت: بابا این مسعود فروتنه! 

مرد گفت: حالا مثلا خیلی معروفه! 

راننده گفت: پسرم این قصه ها خوبه، آموزنده ست. 

مردی که جلو نشسته بود گفت: قصه چیه بابا حاجی این همه اراجیف گفتن چی شد؟ این ها به درد شما ها می خوره حاجی! مال قدیم هاست 

مردی که پشت  نشسته بود ادامه داد: آره بابا این چیه؟ فرزاد حسنی هم تو رادیو حرف می زنه آدم دلش وا می شه! آخه این چیه؟ 

راننده گفت: اتفاقا این ها برای شما هاست! 

مردی که جلو نشسته بود گفت: حاجی من سر اباذر پیاده می شم. این قصه مصه ها هم مال خودت، زندگی پوله پـــــــــــــــــــــول. بگن از کجا پول در بیاریم! 

راننده حرفی نزد 

سکوت را فقط صدای مسعود فروتن می شکست 

مردی که روی صندلی جلو نشسته بود پیاده شد 

مردی که کنار من نشسته بود گفت: می دونی حاجی تو اینجا زندگی خلاصه شده توی پول. من نمی دونم جاهای دیگه هم اینطوره یا نه اما تو این مملکت هر کی پول داره همه چی داره. 

راننده حرفی نزد 

مسعود فروتن همچنان داشت قصه اش را با آب و تاب تعریف می کرد. 

 

  • مهراد فروتن

ديدگاه ها (۵)

من یه بار بیشتر قصه گوییه آقای فروتن رو ندیدم :| تلویزیون بود فک کنم چند سال پیش !
ولی همون یه بار خیلی به دلم نسشت...این یک :)
پول هم به خودیه خود اصلا چیز بدی نیست ! یعنی اصن لازمه...به نظرم پول خوشبختی نمیاره ولی اگه نباشه حتما بدبختی میاره ! اینم دو :)
ولی اینکه زندگی و شخصیت و کلا همه چیز رو توی پول خلاصه ببینیم اصلا چیز درست و قشنگی نیست ! این یکی هم سه بود :)

پاسخ:
هر سه مورد را پسندیدم [نقطه]
:)
هه
این اگه واقعاً طرز تفکر جامعه باشه ... پس توقعی نباید داشت
همون سکوت خیلی خوبه...
پاسخ:
...
  • کوثر متقی
  • سلام
    یه کتابی هست به اسم "مامور سیگاری خدا "از محسن حسام مظاهری
     تاکسی نگاری همه داستان هاش ...این پست را خوندم یاد اون افتادم :)
    پاسخ:
    خودم وقتی دوباره پست رو خوندم یاد نوشته های سروش صحت افتادم 
    اونم تاکسی نگاری داره 
    فرزاد حسنی؟! :|

    چقدر پول مهم شده و ما نمیدونستیم!
    پاسخ:
    خیلی مُهُمِ :))
  • دختری از دیار فرزانگان
  • و امان از پول...
    تیکه کاغذی که گاه تمام انسانیت بعضیا بهش وصل شده...!
    پاسخ:
    بله 

    ارسال ديدگاه

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">